باد اگر آمد ...

این روز ها که همین طور به سرعت دارن میگذرن گاهی یه اتفاقاتی می افته که حتی آدم مجال فکر کردن به اونارو هم نداره ، یا اینکه یه چیزایی رو میخونی که مجال فکر کردن به چیز دیگری رو نمی ده، مثل اتفاق دیروز....نه ...یا یه چیزی مثل خوندن این نامه که خیلی حرف دل منه ، یا ... ( نمیدونم اصلن بی خیال ) ،انگار بخونیم بهتره :

قبول نیست ری را
بیا قدمهامان را تا یادگاری درخت شماره کنیم
هر که پیشتر از باران به رویای چشمه رسید
پریچه بی جفت آبها را ببوسد ،
برود تا پشت بال پروانه
هی خواب خدا و سینه ریز و ستاره ببیند
قبول نیست ری را !

بیا بی خبر به خواب هفت سالگی بر گردیم
غصه هامان گوشه گنجه بی کلید
مشقهامان نوشته
تقویم تمام مدارس در باد
و عید یعنی همیشه همین فردا
نه دوش و نه امروز ،
تنها باریکه راهی است که می رود
می رود تا بوسه ، تا نقل و پولکی
تا سهم گریه از بغض آه
ها … ها ری را !

حالا جامه هایت را
تا به هفت آب تمام خواهم شست
صبح علی الطلوع راه خواهیم افتاد
می رویم اما نه دورتر از نرگس و رویای بی گذر

باد اگر آمد
شناسنامه هامان برای او

باران اگر آمد
چشمهامان برای او

تنها دعا کن کسی لای کتاب کهنه را نگشاید
من از حدیث دیو و
دوری از تو می ترسم … ری را !...

(یکی از نامه های مورد علاقه من/ از سید علی صالحی)

/ 2 نظر / 58 بازدید
سارا

خوشحالم که اینجا تنها من کامنت می گذارم . همین نامه ی فرض شده ی شما یا مصراع های قلبی شاعر در مسئله وجود بسیار مورد اهمیت هست و ابراز این اهمیت که من هستم و من فکر می کنم در غالب این شعر زیبا سادگی شخصیت شاعر رو به نمایش کشیده و افتخار درک این مطلب که عین شخصیت ادا شده به عهده کسی هست که خوب می بینه خوب می شنوه و خوب ادای وظیفه می کنه در اصل در این شعر از وجود صحبت شده و نشان از آن که ابراز کننده وجود داناست .

سارا

دانایی عین زیباییست و زیبایی هنر عین دانش اهمیت وجود .