خیلی گذشته است ...

شاید خیلی گذشته است

                  از روز هایی که

                            باید می بودی

من گذشته ام از آن روزها

 از آن روزهای تا انتها ملتمس یک لحظه دیدنت را

دیر شده است دیگر

شاید خیلی گذشته است

         از روز هایی که

                            باید می بودی !!!

 

پیشکش :

از : مرحوم نجمه زارع

من خسته ام ، تو خسته ای آیا شبیه من ؟

یک شاعر شکسته ی تنها شبیه من

حتی خودم شنیده ام از این کلاغها

در شهر یک نفر شده پیدا شبیه من 

امروز دل نبند به مردم که می شود

اینگونه روزگار تو ــ فردا ــ شبیه من 

ای هم قفس بخوان که ز سوز تو روشن است

خواهی گذشت روزی از اینجا شبیه من

من زنده ام به شایعه ها اعتنا نکن

در شهر کشته اند کسی را شبیه من

/ 6 نظر / 9 بازدید
روزمرگی ها

سلام/ 1. بیش از حد منو تحویل می گیری موقع کامنت گذاشتن... سرم گیج میره ها... 2. شایعه نیست.در شهر کشته اند خود مرا... 3. تو گران مایه ترین تصویری / من فقط قاب تو باشم کافیست...

پيغام سپيد

آخرين برگ سفرنامه ي باران اين است كه زمين چركين است.

سارا

من چیستم؟ لکه ای ز ننگ به دامان زندگی وز ننگ زندگانی آلوده دامنی یک ضجه ی شکسته به حلقوم بی کسی راز نگفته ای و سرود نخوانده ای..... مخلص استاد..........

داش اکل

فقط این روزها کمی کمرنگم فقط اندکی اما به اندازه همه نانهایی که که پدر به خانه آورد دلتنگتم فقط اندکی کمرنگم

بهار

من وبلاگم جدیده اما فکر می کنم حرفهات و خوب میفهمم بهم سر بزن.[لبخند]