نامه های مونس ...

تصمیم دارم یه سری از نامه های پراکنده ای که مربوط به امسال میشه رو بزارم اینجا . نامه هایی که تماما توی تنهاییه خودم نوشتم. تنهای تنهاااااااااااااا .......

با عنوان نامه های مونس...

صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم  /  یا نامه نمی خوانی یا راه نمیدانی

/ 4 نظر / 10 بازدید
دوست

عشقت رسد به فرياد .........

امشاسپندبانو

… نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد … نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت … ولی بسیار مشتاقم … که از خاک گلویم سوتکی سازد … گلوم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش … تا که پی در پی دم گرم خویش را بر گلویم سخت بفشارد …. و سراب خفتگان خفته را آشفته تر سازد … تا بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را

mostafa

همیشه چیزایی که تو دلمون هست رو نمی تونیم به زبون بیاریم ... شاید بیشتر به خاطر حیا باشه ... اما تو یه دست نوشته حرفای دلمونو خیلی راحت میریزیم بیرون ... استاد عزیز میگن هر کسی تو نگاه اول مشخص میشه ÷س منم میگم امیدوارم شاگرد خوبی برای شما باشم و امیدوارم بتونم از لحظه لحظه بودن در کنار شما نهایت استفاده را ببرم و دوستی جاویدان در کنار شما باشم . ارادتمند . مصطفی فراهانی ... شاگرد چیچکلو

یه دوست

سلام . تو قسمت نامه های مونس چرا هیچی نیست؟میخوام بدونم آیا منم باید حرفامو بنویسم؟ همیشه براین اعتقاد بودیم که یه همسر خوب میتونه جای تمام برگه هارو بگیره اما این دنیای بیرحم جایی برای استفاده از وجود عشقت نمیذاره و همش میشه تلاش برای زندگی بهتر. یه همسر خوب میده و یچیز دیگه میگیره خیلی دلم براتون تنگ شده برای اون حس قشنگی که تو کلاسای خوشنویسی داشتیم. البته شاگردتون بودم وهستم از آقای رضا فضل اله نژاد ممنونم که باعث شدن اینجا پیداتون کنم. امیدوارم همیشه موفق باشید. اگه میشه همینجا جواب بدید.