آبادی خدا ...

عطر کویر را می نوشم ،

و به آسمان میزنم ،

بادا باد ،

آبادی خدا آرام است ، برای او می نویسم ...

/ 8 نظر / 20 بازدید
دلت سیاه

صبورانه در انتظار زمان می مانم. هر چیز در زمان خودش رخ می دهد... باغبان حتی اگر باغش را غرق آب کند درختان خارج از فصل خود میوه نمی دهند...

اکبر

سلام/ زودتر بنویس تا مبتلا به هئفمنئی نشده...

اکبر

اصلاحیه: هدفمندی

اکبر

قانون تا سه نشه بازی نشه: :)

...

تولدت مبارک زیباترین بهار و این مخلصانه ترین تبریک من...

سارا

و فکر می کنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد . خدایا ! من سارا هستم مسیحی مطلق فرضی باگرایش به ندانم گرایی ضعیف با جنگ تحمیلی چنان وجود رو از ما گرفتند که دود مواد شیمیایی هنوز به مشامم می رسه و سرفه می کنم . مسیحی هستم چون در ذات من مسیحیت اجدادی ودیعه نهادی و امید آنکه از او باشم که شهادت حیرتش در تولد عیسی در حافظه ی من جای گرفت . "من علم را از غرب دارم " و تو را از خود پس برابر است با دکارت و مسیح . دوستت دارم و چشم می بندم تا ان فضایی که برایم مهیا کردی را در جان نوشم . خدایا ! حسرت می خورم که حکومت کشور من به استناد بی سوادی مردمی که علم را از غرب دارند و علت ساختارزدائیهایشان شرق است حکومت ملی نیست و تک فردی و غیر عقلانی است و من نمی توانم تصدیق کنم که تبعیت ایران را دارم و در دنیا هم می توانم تبعیت ضعیف ترین فقیر ترین و آسیب پذیر ترین کشور را بپذیرم تا به این کشور اسلامی اثبات کنم اگر به بی پناهی تن می دهم از این تکگرایی و فردتازی بیزارم . خدایا !... خدایا ! ایمانم را تغییر نده وجودم را اثبات کن و مردمی را به هیئت وجود داخل کن .

کنارت یاد گرفنم نه ! نگاه نکن تو چه زمینه ای هستی ببین واقعبتت چی هست ، بغض هات رو از خاطراتت که اراذلی تو دلت کاشتن به عرصه ی تاثیر واقعیتت نبر ؛ یاد گرفتم کنارش به خدای بی نظیر همین شبای محکوم این دیار بگم به خاطر وجود نازنینش از هیبتم تو این دیار شکرگزارم آره گلم ، دلم ، حرمت نگه دار ؛ تلخی شاهکار رذل گذشته رو به پای شخص ننویس به پای اشک بریز ، حتما نگاهی دنبال چرایی نگاه تو بود ! مهدیای عشق کنار تو فراموش کردم دستم گزیده نیش فراموشی گور بود

سارا

کنارت یاد گرفنم نه ! نگاه نکن تو چه زمینه ای هستی ببین واقعبتت چی هست ، بغض هات رو از خاطراتت که اراذلی تو دلت کاشتن به عرصه ی تاثیر واقعیتت نبر ؛ یاد گرفتم کنارش به خدای بی نظیر همین شبای محکوم این دیار بگم به خاطر وجود نازنینش از هیبتم تو این دیار شکرگزارم آره گلم ، دلم ، حرمت نگه دار ؛ تلخی شاهکار رذل گذشته رو به پای شخص ننویس به پای اشک بریز ، حتما نگاهی دنبال چرایی نگاه تو بود ! مهدیای عشق کنار تو فراموش کردم دستم گزیده نیش فراموشی گور بود