تعجبی نیست ...

تعجبی نیست ! زمانی که یه دفعه سرتو بالا می گیری ، می بینی افتادی جایی که یه عمر همه ی آدما رو از اون جا منع می کردی . اصلا باورت نمیشه که :ای وای این منم! اما شده دیگه. دچارشدی !!!... بعد این شعر میاد تو زبونت که :

منی که نام شراب از کتاب می شستم

زمانه کاتب دکُان می فروشم کرد !

/ 8 نظر / 9 بازدید
وحید زایری

حرفتون تا حدودی درسته ولی بیشتر سرنوشت بشر دست خودشه و جبری در کار نیست . شما به جایی می رسید که به آن ایمان دارید .

داش اکل

به قول سهراب دچار یعنی عاشق .. دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی ؟ مبارکت باد

روزمرگی ها

سلام/ مي گن عاقبت_ همه ي كوزه گرا افتادن ته كوزه است![نیشخند]

این راه که می روی به ترکستان است...

طرقه

به قول شاعر پیرانه سرت عشق جوانی بسر افتاد وان راز که در دل بنهفتی بدر افتاد از راه نظر مرغ دلت گشت هواگیر ای دیده نگه کن که به دام که درافتاد ...........

از ما گذشت نیک و بد اما تو روزگار فکری به حال خویش کن این روزگار نیست!

پيغام سپيد

سلام روح الله عزيزم.عجيب دارم نزديك 31 سالگي مي شم.روزي كه كتاب سونات بلوط جليل رو بهم دادي تصميم داشتم يك دفعه بپرم توي 31 سالگي و مثل نيسان آبي رنگي كه هميشه ميره برم .اما تو نگذاشتي.براي همين عرق كردم.يك هيچ به نفع تو. يا علي مددي.