اینجا کسی با خویش نیست...

درود به رندی که چون پیاله گرفت , نخست یاد حریفان خسته جان افتاد...

بی قراری ها ...

امروز ، روز اول ماه محرم است...

 و من این روزها هیچ ادعایی ندارم!

خوش به حال کلماتی که صرف تو می شوند ...

..........................................................

پیشکش:

 از قیصر امین پور(نی نامه):

خوشا از دل نم اشکی فشاندن/ به آبی آتش دل را نشاند
خوشا زان عشقبازان یاد کردن / زبان را زخمه فریاد کردن
خوشا از نی، خوشا از ...


خوشا از دل نم اشکی فشاندن/ به آبی آتش دل را نشاند
خوشا زان عشقبازان یاد کردن / زبان را زخمه فریاد کردن
خوشا از نی، خوشا از سر سرودن / خوشا نی نامه ای دیگر سرودن
نوای نی نوایی آتشین است / بگو از سر بگیرد، دلنشین است
نوای نی، نوای بی نوایی است / هوای ناله هایش، نینوایی است
نوای نی دوای هر دل تنگ / شفای خواب گل، بیماری سنگ

قلم، تصویر جانگاهی است از دل / علم، تمثیل کوتاهی است از نی
خدا چون دست بر لوح و قلم زد / سر او را به خط نی رقم زد

دل نی ناله ها دارد از آن روز / از آن روز است نی را ناله پر سوز
چه رفت آن روز در اندیشه نی / که اینسان شد پریشان بیشه نی؟
سری سرمست شور و بی قراری / چو مجنون در هوای نی سواری

پر از عشق نیستان سینه او / غم غربت، غم دیرینه او
غم نی بند بند پیکر اوست / هوای آن نیستان در سر اوست
دلش را با غریبی، آشنایی است / به هم اعضای او وصل از جدایی است

سرش بر نی، تنش در قعر گودال / ادب را گه الف گردید، گه دال
ره نی پیچ و خم بسیار دارد / نوایش زیر و بم بسیار دارد
سری بر نیزه ای منزل به منزل / به همراهش هزاران کاروان دل
چگونه پا ز گل بر دارد اشتر / که با خود باری از سر دارد اشتر؟
گران باری به محمل بود بر نی / نه از سر، باری از دل بود بر نی
چو از جان پیش پای عشق سر داد / سرش بر نی، نوای عشق سر داد
به روی نیزه و شیرین زبانی! / عجب نبود ز نی شکر فشانی
اگر نی پرده ای دیگر بخواند / نیستان را به آتش میکشاند
سزد گر چشم ها در خون نشیند / چو دریا را به روی نیزه بیند
شگفتا بی سر و سامانی عشق! / به روی نیزه سرگردانی عشق!
ز دست عشق عالم در هیاهوست / تمام فتنه ها زیر سر اوست

  
نویسنده : روح اله دلخانی ; ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ آذر ۱۳۸۸
تگ ها :