اینجا کسی با خویش نیست...

درود به رندی که چون پیاله گرفت , نخست یاد حریفان خسته جان افتاد...

کردی برقص ...

دیوانه ها، کنار تو خاموش می روند !

مردان زره پوش، عبا پوش می روند !

احساس کن نیاز به افیون و باده نیست

کردی که برقصی همه از هوش می روند !!!

 

این رباعی رو برای کسی گفته بودم که بسیار برام محترم و عزیز بود و خواهد بود ... البته رباعی که نه ، نارباعی ...

  
نویسنده : روح اله دلخانی ; ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٠
تگ ها :