اینجا کسی با خویش نیست...

درود به رندی که چون پیاله گرفت , نخست یاد حریفان خسته جان افتاد...

نوستالژی (‌کودکی) ...

 اصولا من تو زندگیم آدم اهل خاطراتی هستم.  چند وقته پیش یه فرصتی پیش اومد تا افتخار دیدار معلمان دوره ابتدایی نصیبم شد. جناب آقای محمود سپهریان ( معلم اول ابتدایی/ سمت راست عکس) و عزیز ارجمندم جناب آقای داود قیمت لو (‌معلم پنجم ابتدایی/ سمت چپ عکس- که اولین تجربه های عاشق بودن و دوست داشتن رو از ایشون به ارث بردم). روز خیلی خوبی بود. پر از بچگی شده بودم . خییییییییییییییلی خوب بود ... بعد از جدا شدن از کسانی که سال ها با خاطراتشون زندگی کرده بودم و پامو از پشت نیمکت گذاشتم بیرون با خودم آواز خوندم  که :

شور و حال کودکی بر نگردد دریغا ! / قیل و قال کودکی برنگردد دریغا !

  
نویسنده : روح اله دلخانی ; ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها :