اینجا کسی با خویش نیست...

درود به رندی که چون پیاله گرفت , نخست یاد حریفان خسته جان افتاد...

تقدیریه ...

روز اول که به من گفتی الف را، با را / دل تو خون شد تا یاد بگیرم، یا  را

به من آمو ختی آیینه سه بخش است ولی / سنگ صد بخش نمودست همین معنا را

بین سی حرف الف بود که سر بالا داشت / وکلاهش بنهادند سر بالا را

همیشه هفته معلم برام پر از خاطره های شیرین بوده و  هست.

به احترام همه معلم هایی که مدیونشون هستم، دستهای پر محبتشون رو می بوسم . به ویژه :

-مرحوم  بابا حاجی رضا: اصول دین وفروع دین رو به من آموخت ( خدا رحمتش کنه)

- کلاس اول  و دوم ابتدایی: آقای سپهریان (٢٣ سال ندیدمش)

- کلاس چهارم ابتدایی: آقای افتخاری (میگن صورتش سوخته /٢٠ ساله که ندیدمش)

- کلاس پنجم ابتدایی : آقای قیمت لو ( اولین تجربه دوست داشتن و عاشقی رو ازش یاد گرفتم )

و استاد عزیز و بزرگوارم جناب

استاد یدالله کابلی خوانساری

من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود / سرو جان را نتوان گفت که مقداری هست

  
نویسنده : روح اله دلخانی ; ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸٩
تگ ها :