اینجا کسی با خویش نیست...

درود به رندی که چون پیاله گرفت , نخست یاد حریفان خسته جان افتاد...

شمایی که نداشتمتان ...

دستت را که بر سرت گذاری
خوب که فکر کنی
میفهی
با همه نزدیکی ات
خطوط لبخندت
خط خطی های ذهنت
حتی از خودت
تا خودت
تا من
همه چیز،
همه چیز فاصله است.
...

" خط " منم
و " فاصله "
شمایید ،
شمایی که نداشتمتان ،
هرگز !

  
نویسنده : روح اله دلخانی ; ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز جمعه ٧ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :