اینجا کسی با خویش نیست...

درود به رندی که چون پیاله گرفت , نخست یاد حریفان خسته جان افتاد...

چه خبره ؟...

این روزها، یه جورایی !

معلوم نیست چه خبره !!! ...

پیشکش:

  • بر ما چه رفته است که دل مرده ایم ما
    دل را به میهمانی غم برده ایم ما
  • گل ها ی زرد دسته به دسته شکفته اند
    بر ما چه رفته است که پژمرده ایم ما
  • سبزیم اگرچه مثل سپیدارهای پیر
    سهم کلاغ های سیه چرده ایم ما
  • شاید به قول شاعر لبخندهای تلخ
    یک مشت خاطرات ترک خورده ایم ما
  • باور کنید هیچ دلی را در این جهان
    نشکسته ایم ما و نیازرده ایم ما
  • گفتی پناه می بر ی از بی کسی به چاه
    ای بغض ناصبور مگر مرده ایم ما ؟
  • سعید بیابانکی
  
نویسنده : روح اله دلخانی ; ساعت ۸:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ دی ۱۳۸۸
تگ ها :