اینجا کسی با خویش نیست...

درود به رندی که چون پیاله گرفت , نخست یاد حریفان خسته جان افتاد...

هنوز زنده است ...

خرداد ماه ، ماه سفر غریب نازنینم حسن منفرده .

به یادش : ( دکلمه ای از استاد پرویز پرستویی):

نیستش
نمی دونم کجاست !
چه می کنه !
ولی می دونم که ندارمش ،
هیچ وقت نخواستم که تو رو با چشمات به یاد بیارم،
نه!!!

نمی خواستم که تورو  توو گم ترین آرزوهام ببینم،
نمی خواستم که بی تو به دیوارا بگم : هنوزم دوستت دارم .
آخه تو حول و ولای پریشونیام تورو نداشتم ،

تو گیرو داره :
” ای بابا دله تو هیچ ، حال اون خوش ! ” ای بی مروت !
دیگه دلی می مونه ؟
که جوری دله کبوتر بتپه
که با شما از جونه زندگیش بگه ؟
بگه که هنوز زندس ؟

هنوز زندس

هنوز زندس

هنوز زندس  ...

  
نویسنده : روح اله دلخانی ; ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٢
تگ ها :

هرکاری کردم برای ایران زود بود ...

من و استاد محسن وزیری مقدم (سکاندار آبستره ایران)

امروز توفیق داشتم جهت  آماده سازی کتاب استاد "محسن وزیری مقدم" به امر خودشان از آثارشان عکاسی کنم. آرزوی قلبی ام بود که بتوانم در کنارشان باشم. کسی که آمیختگی هنر نقاشی ایران و اروپا و آمریکا و... را با هم دارد . در آثار استاد می توان به راحتی روح سزان، ونگوگ ، موندریان و بسیاری از نقاشان بزرگ جهان را مشاهده کرد. استادی به تمام معنا فروتن ، مستقل ، جسور در خلق هنر و به معنای واقعی هنرمند و بزررررررررررررگ و بزرگ و بزرگ ...

بالاخره کار بسیار سخت  عکاسی ( ازجهت اینکه آثار ایشان بود و حساسیت بسیاری که داشتند) تمام شد.

هرکاری کردم برای ایران زود بود !

این جمله ای از استاد بود که بدنم را لرزاند...

حالا استاد 90 سال دارد و هفته بعد راهی شهر رم (ایتالیا) می شود.

چشمانش پر نور . دستانش پر توان و چشمان حسود دشمنانش کووووووووووور باد.

من و استاد وزیری مقدم در کنار آخرین خلق اثر حجمی ایشان

  
نویسنده : روح اله دلخانی ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩٢
تگ ها :

آگاه ز هر بگو مگوی هم ...

روط تولد من در اتلیه ام/ من وشهرام جمشیدی

من و استاد شهرام جمشیدی / روز تولدم / در کارگاه هنری ام ...

فعلا:

دلا از دست تنهایی به جونم / ز آه و ناله خود در فغونم

شبون تار از درد جدایی  /  کره فریاد مغز استخونم

  
نویسنده : روح اله دلخانی ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳٩٢
تگ ها :