اینجا کسی با خویش نیست...

درود به رندی که چون پیاله گرفت , نخست یاد حریفان خسته جان افتاد...

روزن ...

یادداشت و مقدمه ی نمایشگاه نقاشی های آمین محمدی و کیانا رشیدی در گالری فرامرزی:

                            جهان را بلندی و پستی تویی ...

   جهان آن چنان مختلط و رنگ رنگ گشته که یافتنِ یک لنگرگاهِ سکون و شاید نگاهی فراگیر، بسیار دشوار می نماید. در پسِ این آشفتگی مُنسجم، یک نظامی حقیقی آشکار است که گاهن معین نمی کند که داعیه ای مشخص دارد یا ندارد ؛ و به فرض دیگر این که فرضیه ای جدید یا واگویه های قدیمی را از پوست لایه هایِ زیرین هر دیدگاهی ظاهر می سازد یا نه.

   آفریده های تفکّر و تَخیّل را هیچ نهایتی نیست ؛ شاید اگر چشمِ واقع بین بر اقلیمِ روح بسته نباشد، بتواند انسان سرگشته ی معاصر را به تعادل و تعاملی موزون برساند؛ آن هم در عصری که نغمه های فرهنگیِ چند صدایی مانند صداهای گوش خراش و ناموزون به سمع می رسد. اکنون باید بدانیم که با چنین آشفتگیِ ژانرها و تنوعِ اختلاط و نگاه ها در پسِ اجتماعی هذیان وار و هرج و مرجِ سطوح  مختلف جامعه روبه روییم.

   به مفهومی دیگر ، هنوز خیلی از وضعیت های فعلِ حاضر ، دچار موقعیتی بِینابِین قرار دارند ؛ چیزی مانند " نه هنوز" در مقابل "دیگر هرگز" یا جدالی در مدرنیته و سنّت؛ یکی در حال استقرار و جذاب ، دیگری در حال فروپاشی و عدمِ استقبالِ مخاطب امروز؛ اقبالی کاملن متفاوت.

  اوقات نا خواسته ای وجود دارد که از خواستگاهی موجود پدید می آید . چیزهایی که از بیرون بر ذهن تحمیل می شود و هنرمند بی آن که فرصتی داشته باشد، آن را تصاحب می کند و می آفریند. عوامل مختلفی در این تحمیلِ دوست داشتنی موثر است که اغلب رضایت هنرمند را نیز در پی دارد .

    اثر انتزاعی، یا میراثی که سرچشمه ی آن خارج از چارچوب طبیعی است ، همان لایه های زیر پوستیِ ذهنِ هنرمند در کنارِ فرم ، فضا ، رنگ و... است. ارثیه ای که از طبیعت و از آن چه ما به مثابه ی موجودی زیستی با افکارِ مخاطب مان به اشتراک می گذاریم.

   هرجا لازم باشد عادت ها واژگونه، ساختارِ شخصیت ها متغیّر، فرم و فضاها در هم آمیخته ، محدوده های طبیعی، فرا طبیعی می شود و از خَلقیاتِ کهنه و تاریخ مصرف دار ، گریزان می گردد.

   نقاش انتزاعی باید قادر به گُذر از فرازِ گُسست ها و شکاف ها باشد. چُنین چشم اندازی ، همان عرصه ی بِینابِین و سرشار از چیزهای غیر منتظره را عرضه می کند .

به نظر می رسد نشانه ها و نمادها در هنر انتزاعی بیش از یک معنا دارد. ابهام و ایهامِ زبان نمادین ، عمل رمزگشایی و تفسیرِ مخاطب را می طلبد؛ یا بهتر بگوییم معانیِ پنهان آنیّتِ نقاش را به گونه های متفاوتی می توان تفسیر نمود. بگذریم از این که هنرمند دراین مقال ، فارغ از هرگونه تفکرِ اعتراضی یا غیر اعتراضی، خوش آیند یا نا خوش آیند ، به طور معمول تمایلی به عنوان کردن و توضیح دادن درونیات آثارش را ندارد؛ این قضاوت ها و نقدها را دوست تر می دارد مخاطبش نظر دهد .

   طلبِ توصیف و توجیهِ وجوهِ متعددِ این دنیایِ مثالی (انتزاعی) ، برای نقاش بسیار سخت است. چراکه جایگاه آن، رخدادِ آنات و روح هنرمند است ، نه خواسته های بیننده.

   آمین گرگان محمدی و کیانا رشیدی ، جستجوگرِ نظام فکریِ خود در گفتگوی این دنیای مثالی هستند.

   نقاشی های محمدی و رشیدی در قالب انتزاعی، با به کارگیریِ تکنیک های مختلف ، حرف هایی را برای گفتن در گالری فرامرزی به ارمغان آورده اند. کُنجِ ذهنِ هنرمندان یاد شده روی مقوا و بوم، چیزی فراتر از نمایشگاه های قبلی شان هست. قطعِ یقین در آتیه ای نزدیک، وجد و سماعِ متفاوت تری را از ایشان شاهد خواهیم بود . انوشه و پوینده باشند. 

                                                                                 روح اله دلخانی

                                                                              تهران/ دی ماه 1392

 

  
نویسنده : روح اله دلخانی ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٢
تگ ها :